ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
198
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) چيزهايى كه مىخواستند مىدادم ، محمد بن سيرين به من گفت ملافه بياور ، من ملافهيى سرخ آوردم ، محمد بن سيرين به حسن بصرى گفت اين ملافه زينت قارون بوده است - يعنى رنگ سرخ مورد توجه و زيور قارون بوده است - حسن گفت آرى همينگونه است . « 1 » محمد بن سيرين به من گفت ملافه ديگرى بياور ، من ملافه ديگرى كه سبز رنگ بود آوردم ، جنازه را در آن پيچيد . گويد سليمان بن حرب از گفتهء اسود يعنى اسود بن شيبان ما را خبر داد كه مىگفته است * حسن بصرى در تشييع جنازه نضر بن انس حاضر بود اشعث بن اسلم عجلى هم حضور داشت ، اشعث به حسن گفت اى ابو سعيد بسيار خوش مىدارم كه به هنگام تشييع جنازه هيچ صدايى نشنوم . حسن دو بار گفت آرى كه گروهى همواره در پى خير و كار پسنديدهاند ، گويد در آن روز موسى بن انس نماز عصر را درون گور نضر خواند و آن چنان كه اسود پنداشته است گورى گشاد و داراى لحد بوده است . گويد حجاج بن نصير از گفتهء اسود بن شيبان ما را خبر داد كه مىگفته است * در آن روز موسى بن انس را ديدم در حالى كه دراعه سرخ بر تن داشت و بالاى آن ردا نپوشيده بود در گور نضر نماز مىگزارد . عبد اللّه بن انس بن مالك مادرش فارعة دختر مثنى بن حارثة بن سلمة بن ضمضم بن مرّة شيبانى بوده است ، عبد اللّه محدثى مورد اعتماد و كم حديث بوده است . موسى بن انس بن مالك بن نضر ، مادرش از مردم يمن بوده است ، موسى محدثى مورد اعتماد و كم حديث بود .
--> ( 1 ) ملاحظه مىفرماييد كه يكى از ارزشهاى كتاب طبقات همين مسئلهء رنگها و كاربرد آن و رسوم و عقايد گوناگون در آن باره است .